X
تبلیغات
برای بهترین دوستانتان آرزوی شهادت کنید
درباره

زهی خجسته زمانی که یار بازآید
به کام غمزدگان غمگسار بازآید

مقیم بر سر راهش نشسته‌ام چون گرد
بدان هوس که بدین رهگذار بازآید

دلی که با سر زلفین او قراری داد
گمان مبر که بدان دل قرار بازآید

چه جورها که کشیدند بلبلان از دی
به بوی آن که دگر نوبهار بازآید

ز نقش بند قضا هست امید آن حافظ
که همچو سرو به دستم نگار بازآید
جستجو
مطالب پيشين
آرشيو مطالب
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
کاربردی
ابر برچسب ها
گر مرد رهی میان خون باید رفت

از پای فتاده سرنگون باید رفت


تو پای به راه در نه و هیچ مپرس

خود راه بگویدت که چون باید رفت....................


( اشعار نوشته شده بر روی سنگ مزار مطهر شهید احمد علی تیما)


شهید علی

«سر خمَ می سلامت شکند اگر سبویی»
نامه شهید علی خلیلی به رهبر معظم انقلاب ۱۵ روز قبل از شهادت
خبرگزاری تسنیم: شهید علی خلیلی ۱۵ روز قبل از شهادت نامه‌ای به رهبر معظم انقلاب نوشت و در آن نسبت به برخی اظهارات که در قبال اقدام خود می‌شنید، واکنش نشان داد.

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، شهید علی خلیلی، شهید امر به معروف و نهی از منکر که در جریان درگیری با اشرار دچار سانحه شده بود روز سوم فروردین ۱۳۹۳ بعد از تحمل ماه‌ها درد و بیماری به شهادت رسید. نامه‌ای از شهید خلیلی خطاب به رهبر معظم انقلاب منتشر شده است و او در این نامه نسبت به برخی اظهارات در قبال عملی که انجام داده سخن گفته است. او در نامه خود به رهبر معظم انقلاب نوشته است که :«آقاجان!بخدا دردهایی که می‌کشم به اندازه ی این درد که نکند کاری بر خلاف رضایت شما انجام داده باشم مرا اذیت نمی‌کند. مگر خودتان بارها علت قیام امام حسین(ع) را امر به معروف و از منکر تشریح نفرمودید؟مگر خودتان بارها نفرمودید که بهترین راه اصلاح جامعه تذکر لسانی است؟ یعنی تمام کسانی که مرا توبیخ کردند و ادعای انقلابی‌گری دارند حرف شما را نمی فهمند؟»

شهید علی خلیلی بعد از اتفاق آن شب نیمه شعبان که بر اثر پاره شدن شاهرگ گردنش به دلیل اصابت چاقو و ساعت‌ها طول کشیدن بستری شدنش در یک بیمارستان به بستر بیماری افتاد؛ در طول این چند سال با هزینه‌های عجیب درمان مواجه شد به گونه‌ای که خانواده او بخش قابل توجهی از سرمایه، خانه و وسایل زندگی خود را برای درمان او هزینه کردند.

متن کامل نامه شهید علی خلیلی به شرح زیر است:

سلام آقا جان!
امیدوارم حالتان خوب باشد. آنقدرخوب که دشمنانتان از حسودی بمیرند و از ترس خواب بر چشمانشان حرام باشد. اگر از احوالات این سرباز کوچکتان خواستار باشید،خوبم؛دوستانم خیلی شلوغش میکنند. یعنی در برابر جانبازی هایی که مدافعان این آب و خاک کرده اند،شاهرگ و حنجره و روده و معده من عددی نیست که بخواهد ناز کند… هر چند که دکترها بگویند جراحی لازم دارد و خطرناک است و ممکن است چیزی از من نماند…من نگران مسائل خطرناک تر هستم… من میترسم از ایمان چیزی نماند. آخر شنیده ام که پیامبر(ص) فرمودند: اگر امر به معروف و نهی از منکر ترک شود، خداوند دعاها را نمی شنود و بلا نازل میکند. من خواستم جلوی بلا را بگیرم.اما اینجا بعضی ها میگویند کار بدی کرده ام. بعضی ها برای اینکه زورشان می آمد برای خرج بیمارستان کمک کنند میگفتند به تو چه ربطی داشت؟!!مملکت قانون و نیروی انتظامی دارد!ولی آن شب اگر من جلو نمی رفتم، ناموس شیعه به تاراج میرفت ونیروی انتظامی خیلی دیر میرسید. شاید هم اصلا نمی رسید…یک آقای ریشوی تسبیح بدست وقتی فهمید من چکار کرده ام گفت : پسرم تو چرا دخالت کردی؟ قطعا رهبر مملکت هم راضی نبود خودت را به خطر بیندازی!من از دوستانم خواهش کردم که از او برای خرج بیمارستان کمک نگیرند، ولی این سوال در ذهنم بوجود آمد که آقاجان واقعا شما راضی نیستید؟؟ آخر خودتان فرمودید امر به معروف و نهی از منکر مثل نماز شب واجب است.آقاجان!بخدا دردهایی که میکشم به اندازه ی این درد که نکند کاری بر خلاف رضایت شما انجام داده باشم مرا اذیت نمیکند. مگر خودتان بارها علت قیام امام حسین(ع) را امر به معروف و از منکر تشریح نفرمودید؟مگر خودتان بارها نفرمودید که بهترین راه اصلاح جامعه تذکر لسانی است؟یعنی تمام کسانی که مرا توبیخ کردند و ادعای انقلابی گری دارند حرف شمارا نمی فهمند؟؟یعنی شما اینقدر بین ما غریب هستید؟؟رهبرم!جان من و هزاران چون من فدای غربتت. بخدا که دردهای خودم در برابر درد های شما فراموشم میشود که چگونه مرگ غیرت و جوانمردی را به سوگ مینشینید.آقا جان!من و هزاران من در برابر درد های شما ساکت نمی نشینیم و اگر بارها شاهرگمان را بزنند و هیچ ارگانی خرج مداوایمان را ندهد بازهم نمی گذاریم رگ غیرت و ایمان در کوچه های شهرمان بخشکد.

بشکست اگر دل من بفدای چشم مستت
سر خمَ می سلامت شکند اگر سبویی

انتهای پیام/


Normal 0 false false false EN-US X-NONE X-NONE

/* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin-top:0in; mso-para-margin-right:0in; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0in; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

الا يا  ام بي ساقي كه در افلاك جا داري
ز بعدسوره ی كوثر چه شب ها را كه بيداري


تويي ماه شب حيدر محب آل پيغمبر
تو در تكليف عشق و عاطفه بي شك جلوداري


ادب شرمنده از رويت ندارد جايگه جز خاك

ز بس كه بهر طفلان علي از جان وفاداري


براي دشمنان زهرا قسم بر سوره طه

نشايد گفتند بانو كه الحق مرد پيكاري


تو را ام البنین خوانند و گر چه فاطمه نامت

شگفتم از چنين ايثار و ايمان و فداكاري


نه تنها چار مجنونت شدند قرباني ليلا

چنان عباس پروردي كند محشر علمداري


همان عباس كز نامش فتاده ترس در دشمن

همان ساقي كه با دستش كند مشكش نگهداري


هزاران تكه شد ماه بني هاشم به روي خاك

بياموزد به هفت افلاك رسم جنگ و سرداري


بيامد فاطمه انگار به بالاي سر سردار

به جاي مادرش رفته به بالين بهر دلداري


  آیینه کار حرم را دوست دارم

با كفترانت بپرم را دوست دارم


كرب و بلا فرصت بده تا كه بيايم

آقا حسين تاج سرم را دوست دارم


عمري براي غصه هايش گريه كردم

كرب و بلا چشم ترم را دوست دارم


بس كه درون روضه هاي تو نشستم

آقا تمام پيكرم را دوست دارم


من از زماني كه شدم سينه زن تو

اين دست هاي لاغرم را دوست دارم


گويند كه سينه زنت كرب و بلا نيست

ارباب خوبم!من حرم را دوست دارم

-----------از سایت شاعران آیینی بابل------


  غیر تو کسی نیست نفس را بخرد 

   این مرغ گرفتار قفس را بخرد

 

   جز تو چه کسی بهشت داده عوضش 

   اشکی به قد بال مگس را بخرد

--------------------------------از سایت شاعران آیینی بابل------


Normal 0 false false false EN-US X-NONE X-NONE

/* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin-top:0in; mso-para-margin-right:0in; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0in; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;} زمانه پای غمت ارتفاع می گیرد
و ذره با کرمت ارتفاع می گیرد
عقاب از نفس افتاده است آنجا که
کبوتر حرمت ارتفاع می گیرد
عروج می کند عیسی... چقدر؟ تا به کجا؟
همانقدر که دمت ارتفاع می گیرد
خیال دخترکی جمع می شود وقتی
به معرکه علمت ارتفاع می گیرد
"امان نده به امان نامه فکر کن عباس"
غضب کنی جنمت ارتفاع می گیرد
و مرثیه که به گهواره و رباب رسید
دوباره قد خمت ارتفاع می گیرد.


سکوت

سکوت عین سکوت است، بی همانند است
که پیشوند ندارد، بدون پسوند است
زبان رسمی اهل طریقت است سکوت
سکوت حرف کمی نیست، عین سوگند است
زمین یخ زده را گرم می کند آرام
سکوت، معجزه ی آفتاب تابنده است
سکوت پاسخ دندان شکن تری دارد
سکوت مغلطه ها را جواب کوبنده است
سکوت ناله و نفرین، سکوت دشنام است
سکوت پند و نصیحت، سکوت لبخند است
سکوت کرد علی سالهای پی در پی
همان علی که در قلعه را ز جا کنده است
همان علی که به توصیف او قلم در دست
مردّدم بنویسم خداست یا بنده ست
علی به واقعه جنگید با زبان سکوت
که ذوالفقار علی در نیام برّنده است
علی به واقعه کار مهم تری دارد
که آیه آیه کتاب خدا پراکنده است
از آن سکوت چه باید نوشت؟ حیرانم!
از آن سکوت که لحظه به لحظه اش پند است
از آن سکوت که در عصر خود نمی گنجد
از آن سکوت که ماضی و حال و آینده است
از آن سکوت که نامش عقب نشینی نیست
از آن سکوت که هنگام جنگ ترفند است
از آن سکوت که دستان حیله را بسته
و دور گردن فتنه طناب افکنده است

سکوت کرد علی تا عرب خیال کند
ابو هریره به فن بیان هنرمند است
صحابه ای که فقط یک سوال شرعی داشت
پیاز عکه به ذی الحجه دانه ای چند است؟!

علی خلیفه شود پیرمرد بیغوله
یکی است در نظرش با حسن که فرزند است
ملاک او به رگ و ریشه نیست، از این رو؛
محمد بن ابوبکر آبرومند است
علی خلیفه شود شیوه ی حکومت او
برای عده ای از قوم ناخوشایند است
ستانده می شود آن رفته های بیت المال
ازین درخت اگر میوه ای کسی کنده است
اگر به پای کنیزانشان شده خلخال
اگر به گردن دوشیزگان گلوبند است
علی خلیفه شد آخر اگر چه دیر ولی
چقدر بر تنش این پیرهن برازنده است
کنون لباس خلافت چنان زنی باشد
که توبه کار شده، از گذشته شرمنده است
برادرم! به تریج قبات برنخورد
که ناگزیر زبان قصیده برّنده است
اگرچه روی زبان زبیر تبریک است
اگرچه بر لب امثال طلحه لبخند است
اگرچه دور و بر او صحابه جمع شدند
ولیکن از دلشان باخبر خداوند است

....

البته این شعر هنوز نقطه پایان ندارد


مرگ بر تازیانه ها ,

تازیانه های بی امان ,

به گرده های بی گناه بردگان ,

مرگ بر مرگ ناگهانی صد هزار زندگی ,

در یکی دو ثانیه ,

با سقوط علم از آسمان ,

مرگ بر کشتن جوانه ها ,

مرگ بر انتشار سم در زلال رودخانه ها ,

مرگ بر فصاحت دروغ ,

مرگ بر بوق های بوق ,

مرگ بر سیم های خاردار و کشتزار های مین ,

مرگ بر گور های دسته جمعی و بند های انفرادی زمین ,

مرگ بر بریدن نفس ,

مرگ بر قفس ,

مرگ بر شکوه خار و خس ,

مرگ بر هوس ,

مرگ بر حقوق بی بشر ,

مرگ بر تبر ,

مرگ بر شراره های شر ,

مرگ بر سفارت شنود ,

مرگ بر کودتای دود ,

زنده باد زندگی عود ,

زنده باد زندگی من ، تو ، ما ,

یک کلام ، مرگ بر آمریکا ,

مرگ بر بریدن نفس ,

مرگ بر قفس ,

مرگ بر شکوه خار و خس ,

مرگ بر هوس ,

مرگ بر حقوق بی بشر ,

مرگ بر تبر ,

مرگ بر شراره های شر ,

مرگ بر آمریکا ,

مرگ بر ابولهب ,

مرگ بر یزید و ابن سعد ,

مرگ بر زاده ی زیاد ,

بگو بلند بشمار ,

مرگ بر قطعنامه های بستن فرات ,

مرگ بر تیر مانده بر گلوی کودک رباب ,

مرگ بر قطع خنده های روشن علیرضا ,

مرگ بر گلوله ای که خط کشید روی خاطرات آرمیتا ,

یک کلام مرگ بر آمریکا ,


کاش سمت حرمت باز شود پنجره ها

باز از دوریت افتاده در کارم گره ها


باز هم در به در شب شده ام ،ای نور سلام

باز هم زائرتان نیستم ؛ از دور سلام