درباره

زهی خجسته زمانی که یار بازآید
به کام غمزدگان غمگسار بازآید

مقیم بر سر راهش نشسته‌ام چون گرد
بدان هوس که بدین رهگذار بازآید

دلی که با سر زلفین او قراری داد
گمان مبر که بدان دل قرار بازآید

چه جورها که کشیدند بلبلان از دی
به بوی آن که دگر نوبهار بازآید

ز نقش بند قضا هست امید آن حافظ
که همچو سرو به دستم نگار بازآید
جستجو
مطالب پيشين
آرشيو مطالب
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
کاربردی
ابر برچسب ها
Normal 0 false false false EN-US X-NONE X-NONE

/* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin-top:0in; mso-para-margin-right:0in; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0in; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

الا يا  ام بي ساقي كه در افلاك جا داري
ز بعدسوره ی كوثر چه شب ها را كه بيداري


تويي ماه شب حيدر محب آل پيغمبر
تو در تكليف عشق و عاطفه بي شك جلوداري


ادب شرمنده از رويت ندارد جايگه جز خاك

ز بس كه بهر طفلان علي از جان وفاداري


براي دشمنان زهرا قسم بر سوره طه

نشايد گفتند بانو كه الحق مرد پيكاري


تو را ام البنین خوانند و گر چه فاطمه نامت

شگفتم از چنين ايثار و ايمان و فداكاري


نه تنها چار مجنونت شدند قرباني ليلا

چنان عباس پروردي كند محشر علمداري


همان عباس كز نامش فتاده ترس در دشمن

همان ساقي كه با دستش كند مشكش نگهداري


هزاران تكه شد ماه بني هاشم به روي خاك

بياموزد به هفت افلاك رسم جنگ و سرداري


بيامد فاطمه انگار به بالاي سر سردار

به جاي مادرش رفته به بالين بهر دلداري


  آیینه کار حرم را دوست دارم

با كفترانت بپرم را دوست دارم


كرب و بلا فرصت بده تا كه بيايم

آقا حسين تاج سرم را دوست دارم


عمري براي غصه هايش گريه كردم

كرب و بلا چشم ترم را دوست دارم


بس كه درون روضه هاي تو نشستم

آقا تمام پيكرم را دوست دارم


من از زماني كه شدم سينه زن تو

اين دست هاي لاغرم را دوست دارم


گويند كه سينه زنت كرب و بلا نيست

ارباب خوبم!من حرم را دوست دارم

-----------از سایت شاعران آیینی بابل------


  غیر تو کسی نیست نفس را بخرد 

   این مرغ گرفتار قفس را بخرد

 

   جز تو چه کسی بهشت داده عوضش 

   اشکی به قد بال مگس را بخرد

--------------------------------از سایت شاعران آیینی بابل------


Normal 0 false false false EN-US X-NONE X-NONE

/* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin-top:0in; mso-para-margin-right:0in; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0in; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;} زمانه پای غمت ارتفاع می گیرد
و ذره با کرمت ارتفاع می گیرد
عقاب از نفس افتاده است آنجا که
کبوتر حرمت ارتفاع می گیرد
عروج می کند عیسی... چقدر؟ تا به کجا؟
همانقدر که دمت ارتفاع می گیرد
خیال دخترکی جمع می شود وقتی
به معرکه علمت ارتفاع می گیرد
"امان نده به امان نامه فکر کن عباس"
غضب کنی جنمت ارتفاع می گیرد
و مرثیه که به گهواره و رباب رسید
دوباره قد خمت ارتفاع می گیرد.


سکوت

سکوت عین سکوت است، بی همانند است
که پیشوند ندارد، بدون پسوند است
زبان رسمی اهل طریقت است سکوت
سکوت حرف کمی نیست، عین سوگند است
زمین یخ زده را گرم می کند آرام
سکوت، معجزه ی آفتاب تابنده است
سکوت پاسخ دندان شکن تری دارد
سکوت مغلطه ها را جواب کوبنده است
سکوت ناله و نفرین، سکوت دشنام است
سکوت پند و نصیحت، سکوت لبخند است
سکوت کرد علی سالهای پی در پی
همان علی که در قلعه را ز جا کنده است
همان علی که به توصیف او قلم در دست
مردّدم بنویسم خداست یا بنده ست
علی به واقعه جنگید با زبان سکوت
که ذوالفقار علی در نیام برّنده است
علی به واقعه کار مهم تری دارد
که آیه آیه کتاب خدا پراکنده است
از آن سکوت چه باید نوشت؟ حیرانم!
از آن سکوت که لحظه به لحظه اش پند است
از آن سکوت که در عصر خود نمی گنجد
از آن سکوت که ماضی و حال و آینده است
از آن سکوت که نامش عقب نشینی نیست
از آن سکوت که هنگام جنگ ترفند است
از آن سکوت که دستان حیله را بسته
و دور گردن فتنه طناب افکنده است

سکوت کرد علی تا عرب خیال کند
ابو هریره به فن بیان هنرمند است
صحابه ای که فقط یک سوال شرعی داشت
پیاز عکه به ذی الحجه دانه ای چند است؟!

علی خلیفه شود پیرمرد بیغوله
یکی است در نظرش با حسن که فرزند است
ملاک او به رگ و ریشه نیست، از این رو؛
محمد بن ابوبکر آبرومند است
علی خلیفه شود شیوه ی حکومت او
برای عده ای از قوم ناخوشایند است
ستانده می شود آن رفته های بیت المال
ازین درخت اگر میوه ای کسی کنده است
اگر به پای کنیزانشان شده خلخال
اگر به گردن دوشیزگان گلوبند است
علی خلیفه شد آخر اگر چه دیر ولی
چقدر بر تنش این پیرهن برازنده است
کنون لباس خلافت چنان زنی باشد
که توبه کار شده، از گذشته شرمنده است
برادرم! به تریج قبات برنخورد
که ناگزیر زبان قصیده برّنده است
اگرچه روی زبان زبیر تبریک است
اگرچه بر لب امثال طلحه لبخند است
اگرچه دور و بر او صحابه جمع شدند
ولیکن از دلشان باخبر خداوند است

....

البته این شعر هنوز نقطه پایان ندارد


مرگ بر تازیانه ها ,

تازیانه های بی امان ,

به گرده های بی گناه بردگان ,

مرگ بر مرگ ناگهانی صد هزار زندگی ,

در یکی دو ثانیه ,

با سقوط علم از آسمان ,

مرگ بر کشتن جوانه ها ,

مرگ بر انتشار سم در زلال رودخانه ها ,

مرگ بر فصاحت دروغ ,

مرگ بر بوق های بوق ,

مرگ بر سیم های خاردار و کشتزار های مین ,

مرگ بر گور های دسته جمعی و بند های انفرادی زمین ,

مرگ بر بریدن نفس ,

مرگ بر قفس ,

مرگ بر شکوه خار و خس ,

مرگ بر هوس ,

مرگ بر حقوق بی بشر ,

مرگ بر تبر ,

مرگ بر شراره های شر ,

مرگ بر سفارت شنود ,

مرگ بر کودتای دود ,

زنده باد زندگی عود ,

زنده باد زندگی من ، تو ، ما ,

یک کلام ، مرگ بر آمریکا ,

مرگ بر بریدن نفس ,

مرگ بر قفس ,

مرگ بر شکوه خار و خس ,

مرگ بر هوس ,

مرگ بر حقوق بی بشر ,

مرگ بر تبر ,

مرگ بر شراره های شر ,

مرگ بر آمریکا ,

مرگ بر ابولهب ,

مرگ بر یزید و ابن سعد ,

مرگ بر زاده ی زیاد ,

بگو بلند بشمار ,

مرگ بر قطعنامه های بستن فرات ,

مرگ بر تیر مانده بر گلوی کودک رباب ,

مرگ بر قطع خنده های روشن علیرضا ,

مرگ بر گلوله ای که خط کشید روی خاطرات آرمیتا ,

یک کلام مرگ بر آمریکا ,


کاش سمت حرمت باز شود پنجره ها

باز از دوریت افتاده در کارم گره ها


باز هم در به در شب شده ام ،ای نور سلام

باز هم زائرتان نیستم ؛ از دور سلام






یوسف فاطمه شمع و منم پروانه ی او

چه باک گر سوزم بگرد خانه ی او


بسوزانیدم به جرم یا علی گفتن

دلم مست است و دیوانه ی روی دلبر او

......................................................................................................................................


حرم مطهر شهید گمنام دانشگاه گلستان ساعت 3 بامداد روز سه شنبه 7/8/1392 در
 حالی در آتش سوخت که تمام رسانه های محلی در حال پوشش اخبار
 یازدهمین اجلاس پیر غلامان حسینی در گرگان بودند.
بنابر اعلام مسئولین دانشگاه گلستان و با استناد به گزارش سازمان آتش نشانی گرگان ،
حرم مطهر شهید گمنام دانشگاه گلستان به علت اتصالی برق دچار آتش سوزی شده است و
 این مساله در بایکوت کامل خبری و رسانه ای قرار گرفته است اما بنابر نامه ی
 اعضای کمیته ی دانشجویی استقبال از شهید گمنام و خادمین این حرم،
 آتش گرفتن یا بهتر بگوییم انفجار در حرم شهید گمنام دانشگاه گلستان
 در مرکز گرگان یک انفجار برنامه ریزی شده بوده است. این کمیته افزوده است
 با توجه به تحقیقات میدانی و موارد کشف شده
 این حادثه به صورت کاملا عمدی بوده است و
 دلایل خود مبنی بر وقوع یک جنایت و هتک حرمت را به شرح ذیل اعلام نموده است:
1-همزمانی این انفجار با آغاز اجلاس بین المللی پیرغلامان حسینی در شهر گرگان و
 همزمانی آن با نسشت مدیران فرهنگی دانشگاه های منطقه سه کشور و
 در نتیجه عدم توجه رسانه ها به این حادثه

2-عدم قطع شدن فیوز برق علی رغم آن که آتش نشانی در گزارش خود
 اتصالی را دلیل آتش سوزی عنوان نموده است

3-سالم بودن تمام پروژکتورهای استفاده شده در حرم شهید علی رغم 
ادعای آتش نشانی مبنی بر اتصالی

4- عایق بودن تمام پروژکتورهای و سیم های استفاده شده در حرم شهید
5-کشف یک عدد اسپری گاز(gas spray) منفجر شده در فاصله 6 متری حرم شهید
6-کشف سه عدد کلاهک gas spray در حرم شهید گمنام که کاملا سوخته است
7- گواهی 4 تن از دانشجویان ساکن در همسایگی دانشگاه مبنی بر 
شنیدن صدای انفجار در ساعت 3 بامداد روز سه شنبه 7/8/92 در دانشگاه
8-وجود قرآن ها و مفاتیح در خارج از حرم و خارج از جایگاه تعبیه شده
 به صورت کاملا سالم
9-کشف تصاویر سوخته حضرت امام خامنه ای 28 ساعت بعد از حادثه 
در کنار حرم شهید گمنام
همچنین این کمیته  در نامه خود خطاب به دکتر قربانی ریاست دانشگاه گلستان
 گزارش سازمانآتش نشانی مبنی بر اتصالی در حرم شهید گمنام را
 به طور کامل رد نموده و آن را فاقد نگاهکارشناسانه قلمداد نموده است.
دانشگاه گلستان در مرکز شهر گرگان در محل قدیم دانشگاه علوم کشاورزی
 واقع شده است که باتوجه به عدم واگذاری چند ساختمان باقی مانده به
 دانشگاه گلستان کنترل امنیت و ورود و خروجاین سایت دانشگاهی
 همچنان در اختیار دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان است .



برچسب ها : شهید گمنام دانشگاه گلستان